بهبهان ما – متن زیر نوشتار دکتر عزیز الله سالاری در خصوص واقعه غمبار مدرسه راهنمایی شهید پیروز است که به تحریریه ارسال و عینا منتشر می شود.
هوالحق
مدرسه همیشه پیروز
هزار سال گذشت از وقایع لیلی/ هنوز مردم صحرا نشین سیه پوشند
۳۳سال از آن رویداد ناگوارو غمبار گذشت،آوارشدن مدرسه راهنمایی پیروز در شهر بهبهان که با موشکی ۹متری از سوی حرامیان بعثی رخ نمود.درآن روز سوار برموتورسیکلت درخیابان عدالت بودم که ناگاه صدای انفجار موشک،زلزله ای در شهر افکند و چونان پتکی برآیینه،ایل عشق و حماسه را به عزا نشاند.مدرسه در نزدیکی های منزل ما بود و هر چه به سمت آن قربانگاه نزدیک ترمی شدم ،زخم دشنه دشمن را بیشتر احساس می کردم.منظره به خاک و خون غلتیدن ۶۹تن از نونهالان شهر-و نوگلان محل ما- ونیز یکی از کارکنان و ۴معلم فرهیخته و فداکار بهبهان را همرنگ کربلا نموده بود.پدران و مادران آن عزیزان را می دیدم که چه بی قرار و پرشرار به این سو و آن سو می شتابندو می گویند :امید و جگر گوشه ام در زیرآواراست.حرکات جان سپردن آن شهیدان در زیرآجر و سنگ و سیمان هرگز از خاطرمان نمی رود:
هرگزم یاد تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
آن چنان مهر توأم در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
خاطره های تلخی که در پیمانه واژه ها نمی گنجد و با ذکرش”آتش اندر ورق و دود در اقلام افتد”.در آن روز معلم شهید محمد طاهر خلفیان ،آموزه های رستاخیز را به دانش آموزان جرعه جرعه می نوشاند.
وی گفته بود: شاید ما تا یک ساعت دیگر زنده نباشیم”.آری با گذشت کمتر از یک ساعت،آن معلم زلال و آیینه وش و معلمان فداکار دیگر،مست فیض شهادت شدند و به جاودانه ها پیوستند. چهارم آبان روز ملی بهبهان و یاد روز آن شقایق های پرپر است که هماره نام ویادشان را گرامی می داریم و برای بازماندگانشان صبر و اجر بی پایان را از درگاه قادر ذوالجلال تمنا داریم ؛زیرا آنان سند فداکاری و پایداری دیارمان بوده و هستند:
نامشان زمزمه نیمه شب مستان باد
تا نگویند که از یاد فراموشانند
۴آبان ۱۳۹۵
تهران:عزیزالله سالاری


