فریاد مردم خوزستان و بهبهان از بی‌آبی، بی‌برقی و تبعیض

مردم خوزستان، به ویژه شهروندان بهبهان، نه منتظر ترحم که خواستار عدالتند. آن‌ها نه ذخیرهٔ نفتی، که سرمایه‌های انسانی این کشورند.

تنظیم: صادق فغفوری- خوزستان، این نگین سبز جنوب ایران، امروز در تب و تاب بی‌عدالتی و غفلت می‌سوزد. مردم این خطه، از گرمای سوزان بی‌برقی تا خشونت گردوغبار و تشنگی بی‌آبی، هر روز با چشمانی منتظر به آسمان نگاه می‌کنند، اما پاسخشان تنها وعده‌های توخالی و سکوت مسئولان است. این مقاله، فریاد جمعی مردمی است که از حق اولیهٔ زندگی محروم شده‌اند و خواهان رسیدگی فوری به مشکلاتی هستند که سال‌هاست حل‌نشده باقی مانده است.

۱. بی‌برقی؛ بلای جان مردم در گرمای ۵۰ درجه

در حالی که بسیاری از استان‌های کشور در تابستان با خیال راحت از برق پایدار استفاده می‌کنند، مردم خوزستان هر روز با خاموشی‌های چندساعته دست و پنجه نرم می‌کنند. در شهر تاریخی بهبهان، بیماران، سالمندان و کودکان در گرمای طاقت‌سوز، بدون کوچکترین تهویه‌ای رها می‌شوند. پرسش اینجاست: چرا زیرساخت‌های برق خوزستان، استانی که قطب انرژی کشور است، تا این حد فرسوده و ناکارآمد است؟ آیا این بی‌توجهی، مصداق بارز تبعیض منطقه‌ای نیست؟

۲. بی‌آبی؛ مرگ تدریجی کشاورزی و زندگی

کمبود آب در خوزستان تنها یک مشکل زیست‌محیطی نیست، بلکه یک فاجعهٔ انسانی است. رودخانه‌های خشک‌شده، چاه‌های بی‌آب و زمین‌های کشاورزی خشکیده، آیندهٔ هزاران خانواده را تهدید می‌کند. در بهبهان، کشاورزان که روزی ستون‌های اقتصاد منطقه بودند، امروز به دلیل انتقال آب به استان‌های دیگر، وامانده و بدهکار شده‌اند. چرا باید حق‌آبهٔ تاریخی خوزستان قربانی سیاست‌های نادرست شود؟

۳. گردوغبار؛ خفه‌کنندهٔ نفس‌های بی‌گناه

طوفان‌های گردوغبار خوزستان دیگر یک پدیدهٔ طبیعی نیست، بلکه نتیجهٔ بی‌برنامگی در مهار کانون‌های ریزگرد است. هر ساله هزاران نفر به دلیل آلودگی هوا در بیمارستان‌ها بستری می‌شوند، اما اقدام عملی برای کاشت نهال یا احیای تالاب‌ها انجام نمی‌شود. آیا مسئولان نمی‌دانند که نفس‌کشیدن هم تبدیل به یک آرزو برای مردم خوزستان شده است؟

۴. تبعیض سیستماتیک؛ نابرابری در توسعه

با وجود درآمدهای کلان نفتی، شهرهای خوزستان از بدترین وضعیت حمل‌ونقل، بیمارستان‌ها و مدارس رنج می‌برند.

درخواست‌های مردم خوزستان و بهبهان از مسئولان:

۱. برق پایدار: نوسازی شبکه‌های فرسوده و توقف خاموشی‌های تحمیلی.

۲. حق‌آبهٔ عادلانه: توقف انتقال آب به دیگر استان‌ها و احیای رودخانه‌های خشک‌شده.

۳. مهار ریزگردها: اجرای سریع طرح‌های مقابله با گردوغبار و کاشت نهال.

۴. توقف تبعیض: تخصیص بودجهٔ متناسب با نیازهای واقعی خوزستان.

سخن پایانی

مردم خوزستان، به ویژه شهروندان بهبهان، نه منتظر ترحم که خواستار عدالتند. آن‌ها نه ذخیرهٔ نفتی، که سرمایه‌های انسانی این کشورند. اگر امروز به فریادشان گوش ندهید، فردا بسیار دیر است.

«خوزستان می‌سوزد، اما هنوز امیدش را از دست نداده است.»

علیرضا آقاجری

اردیبهشت۱۴۰۴

کد خبر : 13436